محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
230
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
على بن ابو ( 10 ) طالب ، اين را نوشته است . ولى من نمىدانم كه دربارهء آن چه بگويم ( 11 ) ) . 1 . منظور از نجران در اين پيماننامه ، نجران يمن است ، نه نجران عراق ( الرّتاج ، 1 / 476 ) . - م . 2 . متن « حلّه » : عبارت از شلوار و ردا و يا پيراهن و شلوار و ردا بوده است ؛ و دست كم بايد داراى دو جامه باشد ؛ در غير اين صورت ، بدان حلّه نگويند ( لسان ، 11 / 174 ؛ الرّتاج ، 1 / 476 ) . - م . 3 . مفرد أواقىّ أوقيّه است و مقدار أوقيّه چهل درهم يا به سخن ديگر ، هفت مثقال مىباشد ( الفائق ، 4 / 74 ؛ لسان ، 10 / 12 « أوق » ؛ الرّتاج ، 1 / 477 ) گويا منظور اين است كه بايد بهاى هر حلّهاى كه مىپردازند ، يك أوقيه يا چهل درهم باشد . - م . 4 . متن « العروض » : جمع عرض به سكون « ر » به معنى كالاى غير نقدى يا گونهاى از داراييهاى غير نقدى است . قال أبو عبيد : العروض الأمتعة الّتى لا يدخلها كيل و لا وزن و لا يكون حيوانا و لا عقارا . ابو عبيد گفته است : عروض كالاهايى را گويند كه به پيمودن و سنجش در نيايند ، و حيوان و ملك را نيز در بر نمىگيرد ( لسان ، 7 / 170 ؛ الرّتاج ، 1 / 478 ) . - م . 5 . متن « متعتهم » در شرح كتاب الخراج قاضى أبو يوسف ، به جاى واژهء « متعتهم » كلمهء « مبعثهم » ياد شده و در توضيح آن آمده است : شايسته است كه نجرانيان ، وسايل حركت فرستادگان مرا فراهم آورند ( الرّتاج ، 1 / 478 ) . - م . 6 . متن « معرّة » كه در لغت به معنى جنايت ، آزار رساندن به ديگرى و پيكار سخت است ؛ و معرّة الجيش : يعنى سپاهيان يا دشمنان به مردمى روى آورند و ناآگاهانه از كشتههاى آنان بخورند و يا بىاجازهء سپاه سالار خود ، آغاز پيكار كنند ( لسان ، 4 / 556 ) ؛ نيز بنگريد : سورهء الفتح ، آيهء 25 « فَتُصِيبَكُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ » . - م . 7 . يعنى رفتارهايى كه در جاهليّت ، بر بنياد پستى و نامردمى انجام مىگرفته است ، به فراموشى سپرده خواهد شد . زمخشرى مىگويد : پيامبر اسلام ( ص ) در پيمان با مردم نجران ، هر گونه رباخوارى و خونخواهى زمان جاهليت را از گردن آنان برداشت ( الفائق ، 2 / 23 ) . - م . 8 . بنگريد : پانوشتهاى پيمانهاى : 48 و 84 . - م . 9 . گويا يحيى بن آدم قرشى صاحب كتاب الخراج مورد نظر مؤلّف بوده است . - م . 10 . چنين است در متن . - م . 11 . در متن كتاب ، روايت ابن زنجويه از اين فرمان ، نيز جداگانه آمده است ؛ ولى چون اين روايت ، بر رويهم سخن تازهاى جز آنچه كه ياد شد در بر نداشت ، از ترجمهء آن ، خوددارى گرديد . - م . ( 1 ) 95 براى أبى حارث بن علقمه أسقف نجران ابن سعد ج 1 / 2 ص 31 ( ش 14 ) ؛ ابن قيّم ، 2 / 41 ؛ عبد المنعم خان ش 10 ؛ إمتاع الأسماع ، مقريزى ( خطّى كوپرولو ) ص 1038 و 1651 . [ به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر ] از محمّد پيامبر به اسقف ابو حارث و اسقفان و كاهنان نجران و پيروان و راهبان ايشان . به راستى كه آنچه ايشان در دست دارند ، از اندك و بسيار ، از كنيسهها ، پرستشگاهها و شيوهء